تبلیغات
معنی اشعار متال
معنی اشعار متال
: Powered By
میهن بلاگ
: Graphic Design
میهن قالب
 Moonspell - Finisterra

سلام
گرچه دل کندن از وبلاگی که دیگر قسمتی از وجودم شده برایم ناممکن است اما این آخرین پست این وبلاگ خواهد بود.
چهار سال پیش که کارم را در این وبلاگ آغاز کردم مملو از شعفی بودم که به قدر کاسه فهمم از دریای شعرهای متال برمی داشتم و هربار با امید به تغییری کوچک در اندیشه مخالفان این سبک و سهیم کردن دیگران از این شور می نوشتم.
می دانستم ترجمه کردن یک ترانه از زبانی به زبانی دیگر آنهم به دست فردی مانند من ظرافتش را نابود می کند اما نقاشی تازه کار بودم که مقابل منظره ایی با شکوه ایستاده , دست به قلم می شدم و آنچه می دیدم آنقدر برایم زیبا و افتخار آمیز بود که آنچه می کشیدم هم خشنودم می کرد.
اما آن روزها گذشته و آن شور کم کم بچگانه می شود. تاریخ آخرین نوشته ام نشانم می دهد هدفم را فراموش کرده ام و نشانم می دهد از امروز به بعد برای روشن نگاه داشتن آتشِ بودنم باید هر بار که می نویسم تکه ایی از این وبلاگ را به آتش ییاندازم.
ساده می شود علاقه را با عادتی ساده تاخت زد و ماند , دروغ نوشت و دروغ ستاند اما من هر چه نوشتم باور داشتم و امروز باور دارم دیگر آنی نیستم که برای "معنی اشعار متال" می نوشت .
امیدوارم مرا با معصومیت هدفم در نخستین روزهای حضورم در این وبلاگ به خاطر بیاورید , نه با اشتباهات ترجمه هایم , نه با بی اجازه پا گذاشتن هایم به حریم شما و گروه های مورد علاقتان, نه با غرور دروغی که بر سر نوشته هایم سایه افکنده....
.........
تنها شعر این پست مربوط می شود به ترک دوم آلبوم Memorial محصول 2006 گروه Moonspell .
Finisterra درلاتین به معنی پایان زمین است و به گفته شاعرش حال کسی را شرح می دهد که در پایان دنیا ایستاده و به پایین نگاه می کند. نمی داند که می خواهد برود یا بماند....

Finisterra
پایان زمین

The World has turned once more inside
جهان یک بار دیگر چرخید
Brought up a message from our dead
و پیغامی از دنیای مردگانمان آورد:
The ones you love the most
کسانی که از همه بیشتر دوستشان داری
are the ones you hurt as deep
بر تنت زخمی به عمق عشقت می زنند

the World has turned once more inside
جهان یک بار دیگر چرخید
Anchored into captivity
و در تباهی و بدبختی لنگر انداخت
The ones you wanted the most
کسانی که آنها را بیشتر از همه می خواستی
The ones you buried under sea
همان کسانی هستند که زیر دریا خاکشان کردی

Exit wounds , waterdrums
زخم های کشنده , صدای طبل بومیان
Dream the eternal return
رویای بازگشت ابدی را ببین
Tree of life rotting inside
درخت زندگی از درون می پوسد
autumn leaves , winter white
برگ های پاییز , سفیدی زمستان

A light at the end of the Earth
یک نور در آخر دنیا

Whole world a ghost shading inside
دنیا , روحی که در حال ناپدید شدن است
True love waste for the bless of death
عشق واقعی , قربانی غسل تعمید مرگ
The doubt that sets me free
شک مرا از دردهایم نجات می دهد
Not to remember anything
نباید چیزی را به یاد بیاورم

Stillborn , bloodlet
جنین مرده , خونریزی
die in our feet like the trees
مانند درختان در آغوش ما بمیر
Earthsong, neverland
سرود زمین , ناکجا آباد
let the blood have its way
بگذار خون مسیرش را دنبال کند

A light at the end of the earth
یک نور در آخر دنیا

was it for this we sold our souls?
ما برای این (زندگی) به هر پستی ایی تن در دادیم؟
Was it for this we missed our chance of leaving?
بخاطر این (زندگی) بود که شانس رفتن را از خود گرفتیم؟

A lie at the end of the earth
یک دروغ در پایان دنیا
For a lie at the end of the earth
(همه چیز) برای دروغی در پایان دنیا
----------------------------
کارم با مونسپل آغاز شد و با مونسپل هم به پایان رسید , کاش پسندیده باشید....
جز این چند خط ترجمه , پیشکشی برای جبران محبت دوستانی که به واسطه همین وبلاگ پیدایشان کردم ندارم هر چه هست فدای یک نگاه این انسان های سپید که سخاوتمندانه مرا دوست خود دانستند.
از تمام کسانی که خواسته یا ناخواسته باعث رنجششان شدم عذر می خواهم و از همه شما عزیزان سپاسگزارم که همیشه همراهم بودید.

یا حق - دانیال هنربخش / Soulsick


نظر نظر شما

 Testament

سلام
این بار قصد دارم از یکی از گروه های بزرگ Thrash Metal دهه هشتاد بنویسم که این روزها کمتر نامی از آن می شنوم.
گروه Testament که در سال 1983 در ایالت کالیفرنیا تاسیس شد و تاکنون 10 آلبوم رسمی منتشر کرده است.
گروهی که همیشه به داشتن شعرهای ضد جنگ شهره بوده و در فستیوال های محتلف همواره هم کاسه گروه هایی مانند  Judas Priest , Motörhead و Megadeth بوده اند.
این پست را بیشتر به آلبوم 2008 آنها The Formation of Damnation خواهم پرداخت که بعد از وقفه ایی  9 ساله منتشر شد و اگر انصاف را رعایت کنیم جزو بهترین آلبوم های همسبک و همسال خودش هم بود.
یکی از محسنات این آلبوم همراهی دوباره Alex Skolnick ( یکی از چند شاگرد معروف استاد مسلم گیتار Joe Satriani ) , بازگشت Greg Christian اولین نوازنده bass آنها و نوازندگی Paul Bostaph درامر سایق Slayer است.
جدا از هنرنمایی درامر گروه (ستاره این آلبوم) که یک تنه بسیاری از ایرادهای این آلبوم را پوشانده است و کار دو گیتاریست و.... این آلبوم بخاطر صدای Chuck Billy خواننده این گروه هم شنیدنیست که نه چهره فوتوژنیکی دارد , نه استعدادی برای نوشتن شعرهای Romance و نه صدایی برای خواندن آهنگ های آرام. Chuck Billy و طرز اجرا کردنش و اظهارنظرهایش بین کسانی که موسیقی متال گوش می کنند زیاد طرفدار ندارد اما بهترین بهانه برای شنیدن این آلبوم , شنیدن صدای اوست زیرا این فریاد های مردیست که چندی پیش برای درمان سرطانش پول جمع می کردند.
.......
The Persecuted Won't Forget که نخستین ترجمه این پست خواهد بود از نظر من یکی از بهترین آهنگهای این آلبوم است.از ریف های آغازین تا سولو ,از درام تا لید و ریتم , از شعر تا صدای خواننده (مخصوصا در طرز ادای کلمه unrest). گرچه میانه های آهنگ (Chorus دوم و پس از آن Bridge) کمی طولانیست اما بدون تعارف به ندرت می توان از شنیدن یک آهنگ Thrash Metal یک گروه قدیمی اینگونه لذت برد چون اغلب آنها برای جیب ها آلبوم منتشر می کنند نه قلب ها.

The Persecuted Won't Forget
ستم دیده هرگز فراموش نمی کند

The noose around my neck cinched in tight unmercifully
طناب دور گردنم , بی رحمانه تنگ می شود
The tighter that it gets enables only my eyes to see
آنقدر تنگ که تنها بتوانم چشمانم را باز نگه دارم تا
Truth through all the dust, twisted lies, which you decree
از میان غبارها و دروغ های بزرگ دستوراتت , حقیقت را ببینم
System unjust, you will never bend my knees
(ای) نظام بی عدالت , هرگز مرا به زانو در نخواهی آورد

The broken and the blessed both sides try to preach to me
بیچاره ها و صاحبان نعمت , دو هر طرف می خواهند مرا موعظه کنند
Social unrest, who labeled me the enemy
آشوبگر جامعه , بر من ننگ دشمنی زدید
In pieces shall we rest, for those who choose not to believe
کسی که نمی خواهی باور کنی , ما هنگامی آرام می گیریم که تکه تکه شده باشیم
So put me to the test, who wrote those pages of history?
می توانی امتحان کنی , آن صفحات تاریخ را چه کسی نوشت؟

I cannot breath, you watch the pain suffocating me
نمی توانم نفس بکشم , زجر کشیدن من را تماشا می کنی
I cannot breath, you watch me bleed suffocating me
نمی توانم نفس بکشم , خفه شدن من را تماشا می کنی
Can't break away my heart still beats unsevered
نمی توانم جایم را خالی کنم , قلبم هنوز می تپد گرچه سست
My soul be saved amen condemned forever
روح تا ابد محکومم در پناه باشد , آمین
I've been awakened can't be mistaken
چشمانم (رو به حقیقت) باز شده است , نمی توانم در اشتباه باشم
The lessons beseech you break free from the noose
آموختنی ها از تو می خواهند که خود را (به هر قیمتی) از بند این طناب رها کنی

The noose around my neck cinched in tight relentlessly
طناب دور گردنم , بی رحمانه تنگ تر می شود
The tighter that it gets, my heart still beats but I can't breath
آنقدر تنگ که تنها قلبم می تپد و نمی توانم نفس بکشم
In pieces shall we rest, for those who chose not to believe
کسانی که نمی خواهید باور کنید , باشد که پس از تکه تکه شدن آرام بگیریم
Liberty in death, after all is said you won't break me
آزادی در انتخاب مرگ , با تمام آنچه گفته شد نمی توانی من را بشکنی

Subject to another threat, living without regrets
با چیز دیگری مرا بترسانید , من بدون شرمندگی و پشیمانی زندگی می کنم
Pay the price with my death, the persecuted won't forget
تقاصش را با مرگم می دهم , کسی که آزار دیده (ظلم را) هرگز فراموش نخواهد کرد.
----------------
شعر دومی که ترجمه خواهد شد , ترک دوم این آلبوم است "More Than Meets the Eye" که شروعی بسیار گیرا دارد و جزو هدبنگ آور ترین آهنگ های این آلبوم است.
می توان شعرش را به دو قسمت تقسیم کرد: افتادن و برخاستن.

More Than Meets the Eye
بیش از آنچه با چشمانت ببینی

Life in the world untold, question the unknown
زندگی در دنیای بی حساب , سوالاتی از ناشناخته ها
This prison captures me, my cell is all I know
من اسیر این زندانم , سلول تک نفره ام تنها چیزیست که از آن می شناسم
I thought I knew it all, stubborn in my ways
فکر می کردم همه چیز را فهمیده ام, در افکارم خود رای بودم
My sentence has begun, my future's what I waste
محکومیتم آغاز شده و آینده ام آن چیزیست که از دست دادم

Next chapter of my life is filled with violent scenes
قسمت بعدی زندگی من مملو از صحنه های وحشتناک است
I stay awake at night hiding from my dreams
شب ها از ترس رویاهایم تا صبح بیدار می مانم
The voices haunting me, driving me insane
صداها تعقیبم می کنند , دیوانه ام می کنند
Can't seem to get away, they're calling out my name
انگار راه فراری ندارم , آنها نامم را فریاد می کشند
I feel that I am slipping
احساس می کنم باز هم در اشتباهم
Are they out to get me
آمده اند تا مرا با خود ببرند
My life is upside down
زندگی ام وارونه شده
More than meets the eye
بدتر از آنچه تو با چشمانت می بینی

For now I am in control, choosing my own fate
از حالا به بعد خود را کنترل می کنم , سرنوشتم را خود رقم می زنم
And now I sleep at night because I'm not afraid
و شب ها می خوابم زیرا دیگر از چیزی نمی ترسم
My demons haunting me, I chased them all away
شیطاتین در تعقیبم را فراری دادم
I've conquered all my fears, my destiny awaits
بر تمام ترس هایم پیروز شدم , تقدیرم در انتظار من است
I'm no longer slipping
من دیگر اشتباه نمی کنم
I'm not slipping away
دیگر از دست نمی روم
No one's out to get me
کسی دنبال من نیست
No one will get in my way
کسی تحمل ایستادن مقابل من را ندارد
No longer upside down
دیگر زندگی ام وراونه نیست
I've turned my life around
(زیرا) بدستش گرفته ام
More than meets the eye
بیشتر از آنی که تو بتوانی با چشمانت ببینی
----------------------------
شعر سومی که ترجمه می کنم آهنگ دهم این آلبوم است و F.E.A.R. نام دارد.
F.E.A.R که ترکیبیست از حروف اول False Evidence Appearing Real تنها آهنگ این آلبوم است که شعرش توسط چاک بیلی نوشته نشده.این آهنگ و شعرش را Alex Skolnick نوشته و جزو کارهای سریع و خوش ساخت آلبوم است که اسانس های خوش طعمی هم از Death Metal دارد.

F.E.A.R
ترس

The psycho logic of the civilized, controlling thoughts within their eyes
منطق دیوانه وار تمدن , افکار را با چشمانش در اختیار دارد
Contamination of the chemical, the hidden force within the soul
آلودگی های شیمیایی , قدرت پنهانی که روح را هم در دستش می گیرد

The politician and their freedom fight, when all is wrong there is no right
سیاستمداران و جنگشان برای صلح , هنگامی که همه چیز اشتباه پیش می رود درستی باقی نمی ماند
The key of lies opening the door, to sacrifices in the holy war
گنجینه دروغ ها باز می شود,  تا در این جنگ مقدس جان بدهد
The promise of eternal afterlife, manipulation internal strife
وعده زندگی ابدی , دستکاری یک وسوسه درونی
Forever-after has a fatal flaw, religious leaders above the law
ابدیت و ماورا دیگر معنای خود را از دست داده اند  , رهبران مذهبی ماورای تمام قوانین

Black emotions grow on trees of scorn, seeds are planted from the day we're born
بذری که در روز به دنیا آمدنمان کاشته شد , میوه اش احساسات سیاه و زشت است
Plucked from darkness rushing to the light, instinct pulling you to fight or flight
حمله ناگهانی تاریکی به سمت روشنایی , غریزه ات مجبورت می کند یا جنگی یا فرار کنی
Paralyzed, vilified, voices within your soul are calling from deep inside
مفلوج , بد نام , صدای روح تو از اعماق وجودت می آیند
Terrorized, victimized, false prophets - nothing more than thoughts within your mind
مرعوب, قربانی , پیامبران دروغین - هیچ چیز بزرگتر از افکار درون ذهن تو نیست

The penetration of a deep abyss, along a passage to nothingness
گسترش یک سیاه چاله بی انتها , بر روی گذرگاهی به سمت پوچی
Within the corners of the hidden eye, is where the sources of evil lie
در زندان گوشه های یک چشم نا پیدا , آنجا که شیطان نشسته است
So if you suffer with no end in sight, the veil of fear is an endless night
اگر تا ابد هم زجر بکشی , ترس همچو شبیست که روزی در پس ندارد
Through confrontation it will be gone, the night is dark just before the dawn
هنگام جنگ همه چیز فراموش می شود , سیاه ترین قسمت شب درست قبل طلوع است

Fear will come alive fear will go, through the darkness and the woes
ترس زنده خواهد شد و خواهد آمد, از میان تاریکی و اندوه ها
There will be a light deep below, the sub-conscience only knows
نوری در زیر وجود دارد که تنها دل دادگان از آن خبر دارند
Fear, shattering the atmosphere
ترس همه جا را خواهد گرفت
travesty is here covering the path that's clear
تحقیر و تمسخر راه درست را می پوشاند
Fear is only what you feel... false evidence appearing real 
"ترس" تنها چیزییست که احساسش می کنی , شهادت دروغ به نظر حقیقی می رسد
-------------
برای خواندن ترجمه شعرهای دو آهنگ بسیار مشهور این گروه Low و Practice What You Preach , روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.
در اینکه Testament گروه بزرگیست شکی نیست اما از نظر من آنچه این گروه را لایق توجه بیشتری می کند پای بند بودنش به رسالت اصلی Thrash Metal است که چیزی نیست مگر خواندن بر ضد جنگ , اختناق , سواستفاده از قدرت و ادیان و ....
این آلبوم آهنگ های خوش ساخت دیگری نیز دارد مخصوصا Afterlife که شاید شعرش تناسبی با فضای بقیه آلبوم و این نوشته نداشته باشد اما خواندن بسیار زیبای Chuck و سولوی ملودیک Alex رو نمی توان نادیده گرفت.
ناگفته نماند این آلبوم عنوان "بهترین آلبوم متال سال 2008" را از Metal Hammer یدک می کشد و از مجله The Metal Observer نیز از 10 ستاره , 10 ستاره کامل را دریافت کرده است.

با تصحیح غلط های ترجمه و بیان نظرتان در مورد این گروه کمک کنید پستی در خور این گروه داشته باشیم.
سال نو مبارک
یا حق

ادامه مطلب
نظر نظر شما

 Draconian

سلام
در این مطلب از گروه Draconian خواهم نوشت.
گروهی با ملیت سوئدی که جزو گروه هایست که از همراهی یک خواننده مرد با صدای خشن و یک خواننده زن با صدایی آرام , بهره می جویند.
در این پست به چهار آهنگ از آلبوم Turning Season Within محصول سال 2008 آنها خواهم پرداخت.آلبومی که در مقابل سبکش نوشته اند: Doom\Gothic metal و این چنین سبکی از نظر من ترکیبست از دو سبک متال که کمتر گروه هایی به آنها پا می گذارند زیرا زیر سایه این دو نه از شهرت و محبوبیت و ثروت سبک های دیگر متال خبری است و نه طرفداران این سبکها به هر موسیقی و هر شعری راضی می شوند.
ترکیب صداهای وهم آلود و فریادهای خشن Gothic Metal با حزن و اندوه Doom Metal چیزیست که موسیقی این آلبوم  را زیباتر و خوش سیما تر کرده است.
در بیشتر آهنگ های این آهنگ پس از هر Verse که توسط خواننده مرد خوانده می شود , سرود را می شنویم که خواننده زن آن را می خواند و اغلب اشعارشان حالت دیالوگ دارد به همین دلیل قسمت هایی از شعر که توسط هر خواننده خوانده می شود را مشخص کردم.
.....
نخستین ترجمه این مطلب , نخستین آهنگ این آلبوم با نام Seasons Apart است.
آهنگی شش دقیقه ایی که خواننده زن آغاز گر و خاتمه دهنده آن است .شروعی کم و بیش آرام دارد که برای شروع , حال و هوای کلی ایی از این آلبوم را به شنونده می دهد.

Seasons Apart
فصل های دوری

[خواننده زن]
Take my hand; Follow me through tranquillity
دستانم را بگیر , مرا تا دیار آسودگی دنبال کن
Stay with me, you will see ardour where shadows grow
با من بمان , آنجا که خورشید غروب می کند گرما را خواهی چشید
Feel my heart, relieve your hope of this fading love
قلبم را نوازش کن , امیدت را خلاص کن از این عشقِ میرا
Winter came far too soon, but still the flowers bloom
زمستان خیلی زود از راه رسید , اما هنوز گل ها شکوفه می دهند

[خواننده مرد]
And winter came too soon, and will the flowers die;
زمستان خیلی زود از راه رسید و امیدِ گل ها را کشت
Bow down their heads under the cold, cold sky
گلها مطیع آسمان سرد شدند و برایش سر خم کردند
In a world growing blind,
در دنیایی که ندیدن همه را مبتلا کرده
Who can expect me to see the pain that I caused?
چگونه ممکن است من دردی را ببینم که خودم مسببش بوده ام؟

[خواننده مرد]
Heal my heart before it breaks
درمان کن قلبم را پیش از آنکه بمیرد
Shade these austere lights...
این پرتوهای نور عذاب آور را بپوشان
Heal that wound that came to me...
مرهمی بگذار بر زخم هایم
Take me away from here
مرا از اینجا ببر

[خواننده مرد]
Blindfold my eyes with thy grace...
چشمانم را با زیبایی ات نابینا کن
The hope runs dry, and the words of comfort;
امید می خشکد و دلداری هایت را با خود می خشکاند
I heard how they cracked...
صدای شکسته شدن (شاخه هایشان) را می شنوم
We are breathing the shame I am the one to blame
ما با شرم زنده اییم , من مستحق سرزنشم , ملامتم کن

[خواننده زن]
It's the end for me and you
این پایان (داستان) من و توست
Somehow we always knew,
آنگونه که هردویمان منتظرش بودیم
Cause the guilt we had to hide
زیرا گناهی که مجبور به پنهان کردنش بودیم
Was right here at our side
درست در کنارمان بود
------------------------------
ترجمه بعد ترک هشتم این آلبوم The Empty Stare نام دارد که برای من تاریک ترین و عزیزترین آهنگ این آلبوم است.
آهنگی که در آن خواننده مرد, صدای مردی ناامید و شکسته است که برای دوری از تمام آنچه او را می آزارد همیشه در حال فرار است و خواننده زن نقش معشوقه ایی را دارد که او را برای ادامه زندگی وسوسه می کند....

The Empty Stare
نگاه بی احساس

[خواننده مرد]
My mind wandered off in the distance,
افکارم در این فاصله (ام از تو) کمی آرام گرفته
Where I am far from all that cages me
جایی که دورم از هرچه مرا در زندانش حبس می کند
All I could think of was death
تمام آنچه می توانستم به آن فکر کنم مرگ بود
Her name disguised in silence;
(گرچه) نامش در سکوتم تغییر یافته بود;
Angelwings and ravenclaws
بال فرشتگان و چنگال لاشخوران
The shredding of my soul,
روحِ در عذاب من
Steeped in a lavender smile
میان (مردابِ) لبخندی محو , گرفتار است

[خواننده مرد]
The overcast sky consoling me,
آسمان سیاه از ابر دلداری ام می دهد که
The fortitude within my grasp
شکیبا باشم , با هر نعره ایی که می کشم
I think to myself I'm the sad clown;
به خود می اندیشم , من دلقک محزونم
Smiling reluctantly, but crying behind the iron curtain
از روی اجبار می خندم , اما پشت نقاب آهنینم , صورتم از اشک خیس است
These tears don't fall so easily
این اشک ها به سادگی دیده نمی شوند

[خواننده زن]
In thy eyes;
در میان چشمانت
The womb of thy despair
آنجا که نومیدی ات زاده می شود
Embrace my life
زندگی ام را در آغوش بگیر
Within thy empty stare
با نگاه عاری از احساست

[خواننده مرد]
Damn the illusion which fell upon me!
لعنت بر توهمی که مرا در بر گرفته
The bitter wine of reality poured all over my face...
نتوانستم شراب جگر سوز حقیقت را سر بکشم
And I despise what I've become;
و حال از کسی که هستم متنفرم;
Just a terrified man, secluded and trapped in time
یک مرد ترسیده , منزوی و اسیر زمان

[خواننده زن]
In thy eyes;
در میان چشمانت
The womb of thy despair
آنجا که نومیدی ات زاده می شود
Embrace my life
زندگی ام را در آغوش بگیر
Within thy empty stare
با نگاه عاری از احساست

Together let us roam
بیا دست در دست هم پا بذاریم بر
Through endless dreams of night
رویاهای بی پایان شب
The moon as our limit
ماه همانند مقصد و پایانی برای ما
And our souls as guiding light
و روحمان همانند ستاره ها راهنمای ما

[خواننده مرد]
But how can I refuse my empathy to be resolute?
اما چگونه می توانم چشم ببندم از یقینم تا هدفی در زندگی داشته باشم؟
'Cause it feels like... I'm dying
هنگامی که احساس می کنم...در حال مرگم
I have nothing to gain where there is nothing to lose
چیزی نیست که بخواهم به دستش بیاورم جایی که چیزی برای از دست دادن نیست
-----------------------
سومین شعری که ترجمه می کنم, سومین ترک این آلبوم است که Earthbound نام دارد.
در Earthbound هنگام خواندن خواننده زن , آهنگی آرام و ملودیک می شنویم و هنگام خواندن خواننده مرد آهنگی سریع و خشن را شاهد هستیم که این نوای افتان و خیزان در طول مدت 8 دقیقه به نوعی یک پرسش و پاسخ را برایم تداعی می کند.
در این شعر نسبت به بقیه اشعار گروه ساده تر نوشته شده که به گمان من گفت و شنودی بین دو عاشق است که یکی مرده و دیگری نیز در حال مرگ است....

Earthbound
حصارِ زمین

[خواننده زن]
The sorrow of my soul, earthbound and cold
اندوه روح من , حصار زمین و سرما(ست)
The tide will never turn
گره ایی که هرگز باز نمی شود
I've been dead for years, drowned in all my tears
سالهاست که مرده ام , در میان اشک هایم غرق شدم
Have you forsaken me?
آیا تو (هم) مرا ترک کرده ایی؟

[خواننده مرد]

Frequent days of loss, crawling to the cross
روزهای شکننده پوچی , خزیدن به سمت صلیب
The silence screams so loud Conquered by the sun
سکوتی که خورشید را تسخیر کرده , فریادی کر کننده سر می دهد
my fate is done
سرنوشت من به پایانش رسیده
I'm pulling down the shroud
کفنم را بر تنم می کنم

[خواننده زن]
Blazing through my eyes, your tender disguise
لباس لطیف و تازه ات در میان چشمانم شعله ور است
So far our of reach
دست نیافتی تر (شده ایی) از همیشه
A life of dismay turns into grey
یک زندگی سرتاسر ترس به پایانش نزدیک می شود
Will you abandon me?
آیا (باز هم) مرا تنها خواهی گذاشت؟

[خواننده مرد]
Here in the light it's pitch black night
میان نور , خیمه تاریکی شب برپا می شود
A fever on the rise
التماس یک طلوع
Dying from within and reborn into sin
مرا در خود می سوزاند و  از خاکستر گناه دوباره برمی خیزاند
I'm tearing up the sky
من آسمان را می شکافم

This sentient cage
این قفس زیبا و پراحساس {دنیا}
Cutting through time with a blunt smile
خود را با لبخندی بی معنی جاودانه می کند
Would you help me slit my wrists?
آیا کمکم می کنی (رگ) مچ هایم را بدرم؟
See me cry, help me... Die
اشک هایم را ببین , کمکم کن تا....بمیرم!

[هر دو خواننده]
So frail the veil of life-so beautiful the face of death
چه شکننده است حصار زندگی , چه زیباست صورت مرگ
Suddenly reveries bloom into night's heavy drenching
رویاها چه ناگهان میان باران های بی رحم شبانه شکوفه می کنند

[خواننده مرد]
And life leaves you cold, weary and old...
زندگی تو را سرد , بیزار و پیر رها می کند
It's hard just to breathe
نفس کشیدن هم برایت دشوار است
You know me so well, I'm going through hell
مرا خوب می شناسی , عازم جهنمم
Won't you please, follow me?
همراهم نمی آیی؟

Feel the world inside
به دنیای درونت نگاه کن
The ghost of me calling you
روح من تو را صدا می کند
Feel the world inside
یه دنیای درونت
The ghost of me haunting you
روح من به دنبال توست

[خواننده مرد]
You cracked the ice, and I wept
تو یخ مرا شکستی , و من اشک ریختم
You covered the sun, and I slept
تو خورشید را پوشاندی , و من به خواب رفتم
You whispered the truth, and I smiled
تو حقیقت را برایم زمزمه کردی , و من لبخند زدم
You kissed my soul, and I died
تو روح مرا بوسیدی , و من جان دادم
----------------------------
برای خواندن ترجمه شعر Morphine Cloud یکی از شاهکارهای این آلبوم , به روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.
این آلبوم در هفته های اول انتشارش در رتبه های بالای بیشتر چارت ها بود اما بد اقبال بود که تنها چند هفته بعد آلبوم گروه های Metallica و Slipknot منتشر شد و آن هنگام هیچ کس توقع ندارد کسی Draconian گوش کند.

با بیان اشتباهات ترجمه , کمک کنید ترجمه ایی کم اشتباه داشته باشیم.
و در پایان مانند همیشه سپاسگزار عزیزانی هستم که در نوشته پیشین نظر داده بودند.

یاحق

ادامه مطلب
نظر نظر شما

 lllnath

سلام
پست این بار مربوط گروه بلک متال lllnath خواهد بود.
در حقیقت قرار بود پست این گروه ادامه ایی برای پست Graveworm باشد اما اشعارشان آنقدر گیرا و زیبا بود که نتواسنتم آن را فدای کمبود وقت کنم و حال با تاخیری نزدیک به 8 ماه این نوشته را پیشکش شما دوستان می کنم.
این گروه ملیتی دانمارکی دارد و از سال 2000 تحت این نام کار می کند.
از لحاظ موسیقی آنها در اوج ملودی قرار دارند و شعرهایشان نیز بیشتر داستانی , بدون نمادهای گل درشت و در یک کلام, دور از اشعار بلک متال های امروزیست که سرتاپایش را مسائل شیطان پرستی , خیالی و حتی جنسی گرفته است.
نباید منکر آزادی بیان و فکر شد و من هم اعتراضی به آنانی ندارم که (غلط یا درست) آنچه باور دارند را در اشعارشان می گنجانند بلکه روی سخنم بعضی گروه های بلک متالیست که آنقدر حقیرند که بی پرده می گویند آنچه می خوانند برای جذب مخاطب است!
......
شعری که با آن این نوشته را آغاز می کنم Temporary Borders ترک چهارم آلبوم 2003 این گروه است.
من موسیقی نخواندم اما می توانم آهنگ هایی که درونم رخنه می کنند را احساس کنم و بی شک این آهنگ جزو همان آهنگ هاست.
ملودی ایی آشنا با ذهن, شعری مفهوم و ثقیل ,پیانویی که سرتاسر آهنگ شنیده می شود و استفاده از صدای آرام خواننده زنی که در این آهنگ با آنها همراه شده.بعید می دانم چیز دیگری هم برای شنیدن یک موسیقی لذت بخش نیاز باشد.

Temporary Borders
مجاورتی زودگذر

Whispered words beneath the floating autumn leaves
حرف هایی که زمزمه شد زیر برگ های رقصان پاییز
Flying softly on the southern breeze
که به نرمی در نسیم پرواز می کنند (دفن می شوند)
Fragments of light between the branches and trees
قطره های نور میان گل ها و درختان
I wish I would stay here forever
ای کاش می شد برای همیشه در اینجا بمانم

The sun is sinking behind mountains of old
خروشید در پشت کوهستان های قدیمی غرق می شود
Brushing faintly clouds of red and gold
و در نفس های آخرش ابرها را با طلایی و قرمز رنگامیزی می کند
Night-time's flinging a vast veil of velvet across fields and forest
شب , حجاب مخملینش را بر سر دشت ها و جنگل می گستراند
Trespassing the havens of daylight's temporary borders
(و) بی اجازه پا می گذارد بر حریم امن روزهای کوتاهی که با هم گذشت
I knew my game could gain me but grief, the fairy tale was on though brief
می دانستم این نمایش جز حزن و اندوه چیزی برایم به ارمغان نمی آورد (اما) من افسانه پریان را باور دارم
Trespassing the havens of secrecy's temporary borders
(باوری که) بی اجازه پا می گذارد بر حریم امن راز لحظات کوتاهی که با هم گذشت

Scratching the surface of times seemingly forgotten 
صورتِ زمانی که گویی فراموشت کرده بود را می خراشم
Of  you who once were mine betrothen
تو, کسی که زمانی دستش در دستان من بود
Digging 'neath layers of emotions now rotten
(عشق را) میان لایه های احساساتی که حالا پوسیده اند می جویم
I feel myself slip away
از دست می روم
Nostalgic entertainment tingled by the past
دلتنگ روزگاری ام که گذشته آن را از من گرفت
You were the one to be mine at last
تو تنهاترینم بودی , کسی که بعد از آن همه صبر بدست آورده بودم
But now my memory's ever fading so fast
اما حالا خاطراتم بی درنگ محو می شوند و
Keeping emotions at bay
دستان قلبم را می بندند

Here I sit, and memories unfold
باز نشسته ام و خاطرات به سراغم آمده اند
My feelings are hollow, I'm feeling so old
احساس پوچی می کنم , آه که چقدر پیر شده ام

[خواننده زن:]
I feel it fade away and cry tears in solitude
"احساس می کنم محو می شود و در تنهایی اشک می ریزم"

Trespassing the havens of night-time's temporary borders
در میان رقص شب و روز , سایه ها فرو می ریزند و
As shadows collapse in the mating of day and night,
بی اجازه پا می گذارند بر حریمِ امنِِ شب هنگام های کوتاهی که با هم گذشت
crows are circling in ominous flight
کلاغ ها در حلقه شومشان در پروازند
Trespassing the havens of my own temporary borders
بی اجازه پا می گذارم بر حریم لحظات کوتاهم که با تو گذشت

I tried... I tried hard to believe
تلاش کردم... با تمام وجود خواستم (رفتنت را) باور کنم
Thinking of us has left me but grief
فکر کردن به من و تو , هیچ چیز جز اندوه برایم نگذاشته
I cannot look ahead, the past is all I see
دیگر نمی توانم مقابلم را ببینم , گذشته تنها چیزییست که در مقابل چشمانم است
Moments together, but time's a thief
لحظاتی با هم گذشت , اما زمان دزد قهاریست
Shadows recurring from times long since passed
سایه ها برمی خیزند و مقابلم می ایستند
Our time and now in a perfect contrast
از خاکستر آن زمانی که نوبت ما آمد و رفت

[خواننده زن]
As I see you sitting by my grave
"هنگامی که کنار قبر من می نشینی
I feel your presence, but can't say a word
حضورت را احساس می کنم , اما نمی توانم کلامی بر زبان برانم
Your heart and love, patient and brave
قلبت و عشق , شکیبایی و شجاعت
But my soul is too late for you to save
صد حیف که روح من مرده تر از آنیست که بتوانی نجاتش دهی"

I am probably a fool still thinking of you
شاید ساده دلم که هنوز هم به تو فکر می کنم
Night after night...
هر شب....
There's not much else I can do
اما کار دیگری هم از دست من ساخته نیست
For neither myself nor you
نه از دست من و نه از دست تو
Maybe I should leave and never come back to this place...
شاید باید بروم و دیگر به این مکان باز نگردم .....
But I know too surely that I'm only fooling myself
اما نه....من تنها خود را فریب می دهم
I'm only fooling myself
تنها خود را فریب می دهم
-----------------------------------
شعر بعدی Feathers Shall Fall نام دارد که آن را از آلبوم سال 2006 انتخاب کردم.
کسانی که به بلک متال های ملودیک علاقه دارند مطمئنا از شنیدن این موسیقی دلسرد نمی شوند زیرا این آهنگ شباهت زیادی به آهنگ های گروه Graveworm دارد و کسانی که از زمینی که به رویش زندگی می کنند متنفر نیستند نیز در مقابل شعرش جبهه نخواهند گرفت زیرا در این شعر صحبت از دنیای ما و آینده اش است و مرجع ضمیر های her نیز مادر همه ما , یعنی زمین است.

Feathers Shall Fall
بال ها باید بسوزند

The last days soon comes, the signs are shown
آخرالزمان به زودی می آید , نشانه هایش بر روی خونی که
In the blood washed streets of a manmade Babylon
از روی خیابان های این بابل بشر ساخته شسته می شوند, نمایان است

The rotten flesh of mother earth
پوست پوسیده زمین , مادرمان جلوه گاه
Pleads in sincere desperation her longing wish for Armageddon
عاجزانه التماس کردنش برای رسیدن روز مرگش است
Deep inside a diabolical birth
در میان اعماقش , یک تولد اهریمنی
Prepare the grim invasion of the twisted demons soon unleashed
به زودی اهریمنان از بندهایان آزاد می شنود , آماده حمله سختشان باش

Shine upon the landscape of an apocalyptical metropolis
بر فراز منظره این سرزمین باستانی بدرخش
It's a vast wound in her face
زخم عمیقی بر روی صورت اوست که
Decaying since the coming of man like god's leprous kiss
روز به روز دردناک تر می شود از زمانی که بشر مانند خوره بر آن پا گذاشت

Feeding on everything our fathers left behind
هرچه پدرانمان برای ما گذاشتند را می بلعیم
Abasing her grace since the beginning of time
محبتش را حقیر می شماریم از آن روز که پا بر آن گذاشتیم
Pulling at her blood stained sleeve
آستین خون آلودش را می کشیم
Closing our eyes in disbelief
چشمانمان را با بی ایمانی می بندیم
Gnawing at her empty breasts
از دستان خالی اش طلب می کنیم
Tearing at her heartless chest
سینه بدون قلبش را می شکافیم
A starless sky in purple shades
آسمانی بی ستاره در میان سایه های سیاه

Rip the veil and secrecy away
بر حجاب بتاز و رازداری را تمام کن
Expose the truth, her deepest secrets in the name of progress
به نام پیشرفت , حقیقت , سر به مهر ترین رازش را افشا کن
Bend the rules and break the chains
قوانین را به زانو در بیاور و بشکن زنجیر هایی را که
Binding us to the only touchable and certain god or goddess
که جلوی ما را برای دیدن خدایی ملموس و حقیقی گرفته اند
(منظوراز god با حروف کوچک چیزی ماورای انسان و کمتر از خداست , شاید نمادی از خدا یا فرشته ایی مقرب - البته در مسیحیت)

The worms shall seek the light, homeless children seek the night
کرم ها باید به دنبال نور بگردند , بچه های بی خانمان به دنبال شب
Their minds in loveless bright, and dying sirens shall call
هوش سرشارشان اسیر افکار بی عشق شده , ناقوسهای در حال مرگ باید به صدا درآیند
Angels walk the ground, no longer shall they be heaven-bound
فرشته ها بر روی زمین قدم می زنند , دیگر در محاصره مرزهای بهشت نیستند
Thunder's distant roar shall sound and feathers shall fall
صدای غرش تندر باید بلند شود و بال ها باید بسوزند
...and feathers shall fall
بال ها باید از روی شانه ها بیافتند....
----------------------------------
شعر بعدی بهانه من برای نوشتن این پست است , "The Creators Biggest Pride" ترک پنجم آلبوم 2003.
این آهنگ زیبا و سولوی ملودیکش را بشنوید به امید اینکه لذتی که من از شنیدن این موسیقی می برم را شما نیز ببرید.
شعرش شاید تایید دیگریست بر رسیدن روزی که ساخته های بشر,به جای خدمت ,افسار حکومت را از دست انسان می گیرند(همچو چیزی که در فیلم I, Robot دیدیم) زیرا شعرش داستان مرد عروسک سازیست که یک شب عروسک هایش....

The Creators Biggest Pride
بزرگترین افتخار خالق

The sun sets at last, sliding slowly and silently down
خورشید غروب می کند , آهسته می لغزد و خاموش به پایین می رود
'Low the horizon in the west, where a small house lies...
افق را در غرب به آتش می کشد , جایی که یک خانه کوچک قرار دارد

The puppet-man is ending his workday, as the starlight peak through the clouds
عروسک ساز کار روزانه اش را به پایان می برد, وقتی که نور ستارگان از میان ابرها سر بر می آورند
He's worked all day and says goodnight to his dolls before he close the door
تمام روز را کار می کند و هر شب قبل از بستن در به عروسک هایش شب بخیر می گوید
He lives alone in this house, and it's his home and a way of living
در خانه اش تنها زندگی می کند , خانه ایی که در آن نوعی دیگر از زندگی نیز جریان داشت
Though he thought he knew all the secrets of his house, there's more...
گرچه او فکر می کرد همه اسرار خانه اش را می داند اما در خانه اش اسرار دیگری نیز بود....

'Cause tonight the puppets are roaming the room
زیرا که امشب....عروسک ها بر روی زمین قدم می گذارند
In spite of being creatures of iron and wood
از خشم اینکه از آهن و چوب ساخته شده اند
They live as well as you and I
آنها مانند من و تو زندگی می کنند
Though driven by other forces inside
با نیروی دیگری که درونشان است
And tonight the creator's biggest pride
و امشب بزرگترین افتخار خالق از جایش برمی خیزد
Will make his way through the door and charge to take the puppet-man's life
و از در بیرون می رود تا جان مرد عروسک ساز را بگیرد

Now the doll runs through the living-room
عروسک به اتاق خواب خالقش رسیده
And he's hiding in the dimly faded gloom
و در میان تاریکی ایی پنهان است
Now he's approaching the bed
حالا او به سمت تخت خواب می رود
And won't leave until the body is dead
و آنجا را ترک نخواهد کرد مگر اینکه آن مرد مرده باشد

But the creator awakes before the doll can fulfill the task
اما قبل از اینکه عروسک تصمیمش را عملی کند , خالق برمی خیزد
And he's paralyzed in amazement as he sees his hand-made mask
و هنگامی که صورت دست ساز خود را می بیند, از ترس فلج می شود
Of the horrifying devil he made Once so many years ago
از وحشت شیطانی که خود او سالها پیش ساخته بود
And he cannot even scream as the knife Rips through his throat
و او حتی نمی تواند فریاد بکشد هنگامی که خنجر گلویش را می شکافد

He'll never again be put back on that shelf
او دیگر هرگز لباس کارش را بر تن نخواهد کرد
Kill the flesh! Kill the flesh! screaming to himself
عروسک بر سر خود فریاد می کشد : "جانش را بگیر , انسان را بکش!"
The doll is standing above the puppet-maker's corpse
و حال او بر سر جنازه مرد عروسک ساز ایستاده است
The devil-mask covered in blood and gore
صورتش را خون و لخته هایش پوشانده است
Silently standing, looking down
آرام ایستاده , به پایین نگاه می کند
With the dripping knife still in his hand
و خنجر هنوز در دستانش است , خنجری که از آن قطره های خون می چکد

Now he turns and he sees the door
رویش را می برمی گرداند و در را می بیند
He's tasted blood and is thirsty for more
او طعم خون را چشیده و حال عطشی برای بیشتر دارد
The rain is cleansing his mask as he runs through the night alone
باران صورتش را می شورد هنگامی که در میان شب می دود
He's shaking in tension as he's heading for the town
از شهوت خون بر خود می لرزد هنگامی که به سمت شهر می رود

'Cause tonight... the puppets are killing in town
زیرا که امشب....عروسک ها در شهر خون به پا می کنند
And the villagers are lying in bloodstained nighting-gowns
(چون) اهالی روستای عروسک ها در میان لباسخواب های خون آلود برای همیشه خوابیده اند
And now as they all have become alive
حالا تمام عروسک ها زنده می شوند
They are immortal and cannot die
آنها جاودانند و نمی توانند بمیرند
And tonight the creator's biggest pride
و امشب بزرگترین افتخار خالق
Will run into the world and try to take mortal men's life
به میان دنیا خواهد دوید و جان تمام انسان های میرا را خواهد گرفت

He's hunting at night. Watch out for open windows
او در شب شکار می کند , مراقب پنجره های باز باش
He's hunting at night. Perhaps you should stay inside?
او در شب شکار می کند , شاید بهتر است در خانه بمانی
He's hunting at night
او شب ها شکار می کند....
-----------------------------
سری به "ادامه مطلب" هم بزنید, ترجمه یکی از زیباترین کارهایشان با نام By The Hands Of Violent Winter در آنجا قرار دارد و البته شاهکارهای دیگری مانند Frozen Constellations , She the plague و Pieta نیز باقی ماندند که تنها کافیست کمی به بلک متال علاقه مند باشید تا از شنیدنشان لذت ببرید

سپاس گذار تمام دوستانی که در نوشته پیشین نظر داده بودند.
با نقدها , پیشنهاد ها و تصحیح هایتان کمک کنید تا مطلبی شایسته این گروه داشته باشیم.

یاحق

ادامه مطلب
نظر نظر شما